اسكندر بيگ تركمان

1037

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

شرح وقايع و حالات زينل بيك سپهدار لشكر فيروزى اثر و محاربه عساكر منصوره با مراد پاشا و آنچه فيما بين او و مخالفان بصدور پيوست از خير و شر كميت مشكين شيم قلم در طريق تحرير وقايع بقيه اين سال بدين آئين تك و دو مينمايد كه چون زينل بيك سپهدار عساكر فيروزى نشان منقلاى در كنار آب بهريز اقامت نمود مصدر جلادت و مردانگيها گشته دليريهاى نمايان از او و عساكر منصوره بصدور پيوست از جمله جهت ترتيب جسر قير بسيار در كار بود و در آنجا يافت نميشد منهى خبر داد كه روميان در ايام فترت و ياغيگرى بكرسو باشى قير بسيار جهت ترتيب جسر آورده بودند و بر جا ماند و اليوم در دو فرسخى شهر حوالى مزار ابو حنيفه در خاك است زينل - بيك همت بآوردن آن مصروف داشته يك هزار نفر از جوانان كارطلب و تفنگچيان قدرانداز بدينخدمت نامزد نمود و ايشان بدل قوى به مقصد شتافته در مكانى كه چراغهاى اردوى مخالف نمايان بود بمطلب رسيدند بعضى مشغول بيرون آوردن قير گشته برخى پاس ميداشتند تا آنكه قير بسيار به قدر احتياج بيرون آورده بيقصور و فتورى باردو رسانيدند . ديگرى آنكه چون روزى چند جهت اتمام جسر در كنار آب بهريز اقامت واقع شد و قرب وصول موكب همايون دست داد و روميان آسوده حال شبانروز بلوازم اسباب قلعه گيرى مشغولى داشتند زينل بيك و امراء عظام مقيد باتمام جسر نشده بعزم محاربه و رفع آسوده حالى دشمنان با موازى بيست و پنجهزار كس از دلاوران سپاه منصور كه مقدمة الجيش بودند بصال و كشتى از آب عبور نموده قريب شش هفت فرسخ راه طى كرده در حوالى اردوى مخالف صف قتال آراستند و روميه از خندقى كه بر دور اردو حفر نموده بودند بيرون نيامده متوجه محاربهء جنود قزلباش نشدند روز به آخر رسيده بود و توقف سپاه منصوره كه سباى بعزم جنگ رفته بودند شب در آن صحرا متعذر بود بالضروره بازگشته به محل اقامت خود آمدند و ازين رفت و آمد عساكر منصوره بمحاربهء آن لشكر بيشمار دليرتر گشتند و روميه بنوعى كه بتحرير پيوست شهر و قلعه را احاطه نموده در كمال تمكن و غرور و عظمت و استقلال و فراوانى ذخيره آسوده حال بامور قلعه‌گيرى مشغولى نموده شبانروز كار كرده سيبه‌ها پيش بردند و در چند محل كوههاى خاك بلند كرده بخندق رسانيدند و توپهاى قلعه كوب نصب نموده تزلزل در بنيان بروج و باره انداختند و نقبها از زير زمين بقلعه رسانيدند . صفى قليخان با شجعان نامدار و تفنگچيان و تفنگچى باشيان قلعه دار دامان مردانگى بر ميان جان استوار كرده جيقلشهاى مردانه ميكردند و يك دو مرتبه بسيبه‌ها ريخته دستبردهاى نمايان كرده با غنايم موفور بقلعه مراجعت نمودند و آنچه نهايت احتياط بود بظهور آورده جمعى خاك باندرون ميكشيدند و جمعى پاس نقب ميداشتند و چون توپخانه روميان در طرف دروازه قراقاپى بود و از آنطرف در تسخير قلعه اهتمال بيشتر داشتند بنابر حزم و احتياط از اندرون حصار حصار ديگر كشيده بروج و باره استحكام دادند و پاشايان و سرداران روميه بتخصيص ينكچرى آقاسى از جلادت و دليرىهاى جنود قزلباش و قرب وصول موكب همايون شاهى انديشيده خاطر بيورش قرار دادند